۱۳۸۹-۰۶-۲۴
در انتظار گودر
پرده‌ی اول
[نیمه‌های شب. ولادیمیر و استراگون پشت کامپیوترهایشان نشسته‌اند]
استراگون: خب، بریم؟
ولادیمیر: آره، بریم.
[حرکت نمی‌کنند]

پرده‌ی دوم
[روز بعد، همان زمان، همان مکان]
ولادیمیر: خب، بریم؟
استراگون: آره، بریم.
[حرکت نمی‌کنند]

تقدیم به ساموئل بکت
1 Comments:
Anonymous صدا said...
محشر بووووووووووووووود!