یه بار دویست تومن تو جیبم بود، نهصد تومن تو کارتم، کرایه تا حوالی خونه هم میشد هزار تومن. رفتم بانک دویست تومن رو ریختم به حسابم، حسابم شد هزار و صد تومن، بعد هزار تومن ازش کشیدم، رسیدم خونه.
اخیرن یه معیار دقیق برای تشخیص دوستان ِ معتمد و واقعیم پیدا کردم. از بین این همه دوست و رفیق، فقط با اونایی صمیمی و نزدیک هستم که بتونم خیلی راحت و بدون اینکه مشکلی پیش بیاد بهشون بگم "کیرم دهنت". واقعن کاربردیه.
وقتي از زندگی زده شدی
برو توي کوه و داد بزن: قبول داری امیدی نیست.
اونوقت تو جواب ميشنوی: نیست... نیست... نیست...
جوابت رو که شنیدی، میتونی برگردی خونه، میتونی بپری پایین.
مگسکش خونی رو با دستمال کاغذی پاک کردم و رو کردم به مگس کوچیکی که پشتم بود:
It was not my intention to do this in front of you. For that I'm sorry. You can take my word for it. Your mother had it coming. When you grow up, if you still feel raw about it... I'll be waiting