دستمال کاغذی رومیزی شاکی شد که چرا کردمش تو دماغم؟ پیش خودش چی فکر میکرد؟ لابد انتظار داشت تا بشه بره تو جیب یه کت و بعد تو مهمونی تقدیم بشه به یه خانمی، که موقع خنده بگیره جلو لباش. چه فکر احمقانهایی. جای سطل آشغال اتاق انداختمش تو سطل دستشویی، پیش دستمال توالتهای مصرف شده. بذار طعم زندگی رو بچشه پسر.
همین کارو با عمامه ها بکنی